محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )

17

أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )

شدن فرعون بوده وگودابهء قلزم است وكشتيها در آن جا از پهناى دريا گذرند ، تا از سرزمين خشك به سرزمين آباد رسند . فاران : « 1 » جائى است كه بادهاى مصر وشام رو در روى هم رسند وكشتيها را غرق كنند . عادت ايشان بر اين است كه مردانى را براي هواشناسى بدانجا ، پيشاپيش گسيل دارند ، پس چون باد فرونشيند يا از آنجا كه بخواهند بگذرد ، براه افتند . * وگر نه مدتي دراز درنگ مىكنند تا گشايشى رخ دهد . بندر حوراء : سنگلاخ است وكشتىها هنگام در آمدن بدانجا فريب مىخورند . دهنهء قلزم : از دهانهء قلزم به سوى جار سنگلاخهائى دشوار هست ، بدين سبب جز هنگام روز بدانجا نروند . ناخداى كشتى خود را بر گهواره « 2 » انداخته به دريا مىنگرد تا هر گاه در سمت راست يا چپ سنگى ديده شود فرياد كند . دو كودك را نيز براي فرياد زدن نهاده‌اند ، سكّاندار نيز كه دو تناب به دست دارد هنگامى كه اين فريادها را بشنود تناب را به راست يا چپ مىكشد . اندكى غفلت در اين هنگام كشتى را بر سنگ زده زخمى مىكند . صلاب : در كنار اين جزيره نيز تنگه‌ايست كه كشتىها از آن مىپرهيزند ومىترسند وكسى كه به چپ برود به درياى آزاد مىرسد . جابر « 3 » : اين نيز جائى دشوار است ، ته دريا در آن ديده مىشود .

--> ( 1 ) تاران ( استخرى ع : 30 پ : 32 ) ودر آنجا با گزارشى روشن‌تر آمده است . ( 2 ) متن : « جخوار » جايگاه ويژهء ناخدا كه در پيشاپيش كشتى بوده است . ( دخويه IV 202 ) . ( 3 ) ياقوت 4 : 1036 : 9 .